جلسه جای شروع فکر کردن نیست
جلسه تمام شده. همه حرف زدهاند. چند نقد درست هم مطرح شده. یکی از کندی کار گفته، یکی از مبهم بودن تصمیمها، یکی از اینکه خروجیها دیر به دست کدریویو میرسند، یکی هم از اینکه هدفهای دوره وسط کار گم میشوند.
اما وقتی از جلسه بیرون میآیی، هنوز دقیق نمیدانی تصمیم چه شد، چه چیزی قرار است عوض شود، چه کسی مالک جلو بردن آن است و کی دوباره بررسی میکنیم که بهتر شده یا نه.
به نظرم مشکل این نیست که حرفها غلط بودهاند. مشکل این است که نقدها قبل از جلسه به مسئلهی قابل حل تبدیل نشدهاند. وقتی مسئله صورتبندی نشده باشد، جلسه خیلی زود تبدیل میشود به جایی برای گفتن حسها و نارضایتیها؛ نه جایی برای ساختن تصمیم.
جلسه جای شروع فکر کردن نیست. جلسه باید جایی باشد برای جمعبندی، تصمیمگیری و تعیین قدم بعدی؛ نه جایی برای اینکه تازه بفهمیم مسئله چیست.


