رویداد یا آشوب؟
اولش همهچیز ساده بود. یک سرویس رویدادی منتشر میکرد و یک مصرفکننده هم آن را میخواند. تولیدکننده لازم نبود مصرفکننده را بشناسد، اگر مصرفکننده برای مدتی از دسترس خارج میشد پیام از بین نمیرفت و هر دو طرف میتوانستند با سرعت خودشان جلو بروند.
همان چیزی بود که از معماری رویدادمحور میخواستیم: وابستگی کمتر و استقلال بیشتر.
بعد مصرفکنندهی دوم اضافه شد. بعدی برای گزارش، یکی برای اعلان، یکی برای ضدتقلب و یکی هم برای ساختن دادههای تحلیلی. چند نسخه از رویداد شکل گرفت، بعضی مصرفکنندهها عقب ماندند و یک تغییر کوچک در قرارداد، جایی دورتر از تولیدکننده را شکست.
قرار بود سرویسها مستقل شوند؛ اما حالا وابستگیها فقط از جلوی چشممان ناپدید شده بودند.


