پلتفرم داخلی، محصول است یا صف تیکت؟
مدتی فکر میکردم اگر ابزارهای مشترک خوبی بسازیم، خودبهخود صاحب یک پلتفرم خوب میشویم. Kubernetes داشتیم، استقرارها استاندارد شده بودند، برای سرویس تازه قالب داشتیم و متریکها هم با تنظیمات مشترک جمع میشدند. روی کاغذ، هر چیزی که از یک پلتفرم انتظار داشتم حاضر بود.
اما کافی بود یکی از تیمها بخواهد کمی خارج از مسیر معمول حرکت کند: یک دیتابیس تازه، دسترسی متفاوت، منبع بیشتر یا تغییری در خط لوله. خیلی زود کار به پیام، جلسه و تیکت میرسید. تیم پلتفرم باید دخالت میکرد و تیم محصول هم منتظر میماند.
همانجا بود که به نظرم رسید شاید ما پلتفرم نساختهایم؛ فقط صف درخواستهای زیرساخت را مرتبتر کردهایم.
این روایت، ترکیبی از چند تجربهی مشابه با Kubernetes، سامانههای داده و ابزارهای مشترک است و برای کنارگذاشتن جزئیات سازمانی ساده شده است.

